شنبه هفدهم فروردین 1392

زندگی‌ سیبی ‌ست

گاز باید زد با پوست  همراه یک دوست!

نوشته شده توسط پونه در 0:58 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم فروردین 1392

گاهی به خودم میگم یعنی‌ این همه تنها موندن حقمه ؟

نه تنهایی‌ حق هیچ کس نیست

خودم جواب می‌‌دم!

شاید یه روزی یه جائی عزیزی  رو تنها گذاشتیم

پدر..مادر..خواهر یا برادر یا یک دوست رو....

چه غم انگیزه  سرنوشت آدمی

دلا خو کن به تنهایی‌

که از تن‌  ها  بالا خیزد

دلا نزد کسی‌ بنشین که او از دل‌  خبر  دارد....

نوشته شده توسط پونه در 0:58 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم دی 1391

نوشته شده توسط پونه در 13:20 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم دی 1391

سلام

عضو فیس بوک که شدم!اینجا  رو فراموش که نکردم

نوشته شده توسط پونه در 13:11 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و یکم آذر 1389

نوشته شده توسط پونه در 20:5 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم آذر 1389

ياد دارم در غروبي سرد سرد مي گذشت از کوچه ما دور گرد داد مي زد کهنه قالي مي خرم دسته دوم جنس عالي مي خرم کاسه و ظرف سفالي مي خرم گر نداري کوزه خالي مي خرم اشک در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهي کشيد بغضش شکست اول ماه هست و نان در سفره نيست اي خدا شکرت ولي اين زندگي ست! خواهرم با روسري بيرون دويد گفت آقا سفره خالي مي خري؟؟؟
نوشته شده توسط پونه در 19:6 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم آذر 1389

 

خدايا کفر نميگويم

پريشانم چه مي خواهي تو از جانم


خداوندا تو مسئولي تو مي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است

چه رنجي مي کشد آن کس که انسان است و از احساس سر شار است

نوشته شده توسط پونه در 19:5 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم آذر 1389


وقتي خواستم زندگي کنم، راهم را بستند.وقتي خواستم ستايش کنم، گفتند خرافات است.وقتي خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتي خواستم گريستن، گفتند دروغ است.وقتي خواستم خنديدن، گفتند ديوانه است.دنيا را نگه داريد، ميخواهم پياده شوم (دکتر علي شريعتي
نوشته شده توسط پونه در 19:4 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم آذر 1389

وقتي کبوتري شروع به معاشرت با کلاغها مي کند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است ( دکتر علي شريعتي)
نوشته شده توسط پونه در 19:1 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دهم آذر 1389


زندگی به امواج دریا ماند 
چیزی به ساحل میبرد و چیزی دیگر را می شوید 
چون به سرکشی افتد 
انبوه ماسه ها را با خود می برد
اما تواند که تخته پاره ای نیز بر ساحل آورد تا کسی بام خانه اش را بدان بپوشاند

نوشته شده توسط پونه در 21:48 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم فروردین 1385

 

این روزها معنای زندگی .... نهفته در لبخند تلخ پرندگان

به انسانهایی است ...که از آخرین تکه نانشان هم نمی گذرند....

نوشته شده توسط پونه در 11:15 |  لینک ثابت   •